هشت فیلم ایرانی به بخش بین‌الملل جشنواره «شهر» راه یافتند

[ad_1]

سینماپرس: اسامی هشت فیلم ایرانی بخش مسابقه بین‌الملل ششمین جشنواره شهر در بخش‌های سینمایی و کوتاه اعلام شد.

به گزارش سینماپرس، هیات انتخاب بخش بین‌الملل متشکل از مصطفی احمدی، سعید عقیقی، مسعود مددی، مستانه مهاجر و حسن نجاریان از میان آثار ایرانی معرفی شده به این بخش، سه فیلم بلند و پنج فیلم کوتاه را برای حضور در بخش رقابتی برگزیدند که اسامی آن‌ها به شرح ذیل است:

 فیلم‌های بلند ایرانی:

فیلم مستند بلند «آوانتاژ» به کارگردانی محمد کارت و تهیه‌کنندگی محمد کارت و آبان عسگری

فیلم سینمایی «فِراری» به کارگردانی علیرضا داودنژاد و تهیه‌کنندگی جهانگیر کوثری

فیلم سینمایی «برادرم خسرو» به کارگردانی احسان بیگلری و تهیه‌کنندگی سعید ملکان

 فیلم‌های کوتاه:

«دیدن» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی سهیل امیرشریفی

«هنوز نه» به کارگردانی آرین وزیر دفتری و تهیه‌کنندگی مجید برزگر

«مانکن‌های قلعه حسن خان» به کارگردانی سام کلانتری و تهیه کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

«لایت سایت» به کارگردانی سیدمسلم طباطبایی و تهیه‌کنندگی سیمین فرخ احمدی

«پیشخدمت» به کارگردانی فرنوش عابدی و تهیه‌کنندگی فرنوش عابدی و نگار فردیار

ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر از ۹ الی ۱۴ مردادماه به دبیری سیدعلی احمدی در پردیس سینمایی ملت برگزار می‌شود.


http://elat.ir/?p=322979

[ad_2]

لینک منبع

مدیرتولید «ماجرای نیمروز» در صف منتقدان خانه سینما/ افراد نالایق بسیاری با سفارش نزدیکانشان به عضویت خانه سینما در می آیند!

[ad_1]

مدیرتولید «ماجرای نیمروز» در صف منتقدان خانه سینما/ افراد نالایق بسیاری با سفارش نزدیکانشان به عضویت خانه سینما در می آیند! | پایگاه خبری تحلیلی علت

[ad_2]

لینک منبع

رقابت ۲۶ فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره «شهر»

[ad_1]

سینماپرس: اسامی ۲۶ فیلم سینمایی برای رقابت و حضور در بخش سینمای ایران ششمین جشنواره بین المللی فیلم شهر اعلام شد.

به گزارش سینماپرس، هیات انتخاب بخش مسابقه سینمای ایران ششمین جشنواره بین المللی فیلم شهر، متشکل از محمد احسانی، عبدالحسن برزیده، فریدون حسن پور، سیدجمال ساداتیان و رضا مقصودی ۲۶ فیلم را برای شرکت در بخش مسابقه انتخاب کردند که اسامی آنها به شرح زیر است:

«لانتوری» به کارگردانی و تهیه کنندگی رضا درمیشیان، «کارگر ساده نیازمندیم» به کارگردانی و تهیه کنندگی منوچهر هادی، «ترومای سرخ» به کارگردانی و تهیه کنندگی اسماعیل میهن دوست، «شَنِل» به کارگردانی حسین کندری و تهیه کنندگی علیرضا شجاع نوری، «ایستگاه اتمسفر» به کارگردانی مهدی جعفری و تهیه کنندگی علیرضا قاسم خان، «ماجرای نیمروز» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه کنندگی سیدمحمود رضوی، «زیر سقف دودی» به کارگردانی و تهیه کنندگی پوران درخشنده، «خانه ای در خیابان چهل و یکم» به کارگردانی حمیدرضا قربانی و تهیه کنندگی سیدمحمود رضوی، «آباجان» به کارگردانی و تهیه کنندگی هاتف علیمردانی، «سد معبر» به کارگردانی محسن قرایی و تهیه کنندگی بهمن کامیار، «خانه دیگری» به کارگردانی بهنوش صادقی و تهیه کنندگی عباس اکبری، «متولد ۶۵» به کارگردانی مجید توکلی و تهیه کنندگی محمدمهدی عسگرپور، «ویلایی ها» به کارگردانی منیر قیدی و تهیه کنندگی سعید ملکان، «برادرم خسرو» به کارگردانی احسان بیگلری و تهیه کنندگی سعید ملکان، «بیست و یک روز بعد» به کارگردانی سیدمحمدرضا خردمندان و تهیه کنندگی محمدرضا شفاه، «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» به کارگردانی فرزاد موتمن و تهیه کنندگی فرزاد موتمن و سعید عصمتی، «لاک قرمز» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی و تهیه کنندگی کامران مجیدی، «مالاریا» به کارگردانی پرویز شهبازی و تهیه کنندگی مسعود ردائی، «آذر» به کارگردانی محمد حمزه ای و تهیه کنندگی نیکی کریمی، «فصل نرگس» به کارگردانی نگار آذربایجانی و تهیه کنندگی سحر صباغ سرشت، «یک روز بخصوص» به کارگردانی و تهیه کنندگی همایون اسعدیان، «دختر» به کارگردانی و تهیه کنندگی رضا میرکریمی،   «پل خواب» به کارگردانی اکتای براهنی و تهیه کنندگی جهانگیر کوثری، «فِراری» به کارگردانی علیرضا داودنژاد و تهیه کنندگی جهانگیر کوثری، «بادیگارد» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و تهیه کنندگی احسان محمدحسنی و «ابد و یک روز» به کارگردانی سعید روستایی و تهیه کنندگی سعید ملکان.

ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر از ۹ تا ۱۴ مرداد ماه به دبیری سیدعلی احمدی در پردیس سینمایی ملت برگزار می‌شود.


http://elat.ir/?p=322922

[ad_2]

لینک منبع

سبقت «عاشقانه» از سریال‌های تُرکیه‌ای در رقابت با «شهرزاد»

[ad_1]

سینماپرس: اگر سریال‌های ترکی خنده‌دار هستند و روابط نمایشی‌ سریال‌هایشان بیشتر از آنکه جدی باشد، روی اعصاب تماشاگر بی نوا رژه می‌رود، به این دلیل است که فضای زیستی شخصیت‌ها غیر واقعی و تصنعی است.

اگر عوامل ساخت «سریال عاشقانه» این سریال را در ترکیه و به زبان ترکی استانبولی می‌ساختند، سریال باورپذیرتری از کار درمی‌آمد. کاراکترهای اصلی این سریال، تنها نشانه باورپذیری خاصی که از ایرانی بودن بروز می‌دهند، صحبت به زبان فارسی است. شخصیت‌های سریال حتی در نوع پوشش و آرایش شبیه ایرانی‌ها نیستند و طراحی و میزانسن سریال، به سری دوزی‌های لوکس و غیرقابل‌‎باور محصول استانبول و آنکارا، شباهت دارد.

«سینمای ایران» از یکسو در نمایش «فقر و تباهی» در میان تولیدات سینمای جهان پیشتاز است و از سوی دیگر ‌سریال‌های اخیر شبکه نمایش خانگی بیش از اندازه لوکسِ لوس هستند و مخاطب ایرانی نمی‌تواند باور کند چنین کاراکترهایی اینقدر آراسته در ایران زندگی ‌می‌کنند.

تصور می‌کنید بازیگران مرد سریال در هر صحنه‌ای که در چهارچوب سریال حاضر می‌شوند تصور می‌کنید با وجه غلیظ آراستگی،  از یک مراسم اختصاصی شینیون و میزانپلی بازگشته‌اند.  هیچ خشی در نوع پوشش‌ و ظاهر کاراکترها وجود ندارد. نوعی میزانسن فرار از واقعیت در نحوه چیدمان، طراحی و پوشش کاراکترها در بروز نحوه زیست آنان وجود دارد که «عاشقانه» را شبیه سریال‌های استانبولی می‌کند.

 آقای سوپر استار، محمدرضا گلزار که توانایی‌هایش در بازیگری هیچگاه به کمال نخواهد رسید در اقدامی همسو با نوع میزانسن خاص استانبولی سریال،  برای خاص و ویژه بودن موهای سر و صورتش را طوری رنگ کرده که شبیه‌ کیوانچ تاتلیتوغ (بازیگر سریال‌های ترکی استانبولی «کوزی گونی» و «پاتریس») شود. یک دهه قبل هنرپیشه‌ها و سوپر استارهای داخلی دست به ترفندهای مختلفی می‌زدند تا شبیه هنرپیشه‌های هالیوودی شوند، تصور کنید که فرهنگ بازیگران شبه سوپراستار چقدر تنزل پیدا کرده است که  سعی می‌کنند شبیه نمونه‌های استانبولی خود شوند.

سریال عاشقانه به تمام  سریال ‌های لوکس ترکی شباهت دارد و همه چیز شیک و براق است. رضا (حسین یاری) فرزند مستقل حاج یونس ظاهرا سرچشمه چنین شیکی است و این شیکی و لوکسی تا بی نهایت، به جزئیات سریال تسری پیدا می‌کند. سایر بازیگران نیز از این قاعده بیش از حد آزار دهنده لوسی و لوکسی مصون نیستند. این میزان آراستگی با جزئیات در اغلب صحنه‌ها چنان است که تصور می‌کنید که شخصیت‌های اصلی و حتی فرعی چند لحظه قبل از حضور در مقابل دوربین، حسابی سفید کننده دندان و سفید کننده صورت مصرف کرده‌اند.

اگر سریال‌های ترکی خنده‌دار هستند و روابط نمایشی‌ سریال‌هایشان بیشتر از آنکه جدی باشد، روی اعصاب تماشاگر بی نوا رژه می‌رود، به این دلیل است که فضای زیستی شخصیت‌ها غیر واقعی و تصنعی است. در افق اقتصادی‌ واقعی کمتر شهروندی می‌تواند ، موفق به چنین لوکسی بی‌مرزی دست پیدا کند. فقط« ۱ درصد» از جمعیت ایران، در چنین لعاب لوکس اقتصادی زندگی‌ می‌کنند و این سبک پرتجمل، برای سایر شهروندان ایرانی، کاملا دست نیافتی و خاص است و ترویج چنین تجملی ظلم به تماشاگری است که سریال عاشقانه را با پول یارانه آخر ماهشان تهیه می‌کنند.

نمایش چنین رفاه کلانی در نسبت با طبقه متوسط،  شاید در لحظه بر تماشاگر تاثیر نشاط آوری داشته باشد اما مخاطب از جهان آرمانی عاشقانه که جدا می‌شود تمنای زیستی‌اش به سوی رفاهی که نیست و ندارد متمایل می‌شود و در دراز مدت یک خسران روحی و افسردگی را موجب می‌شود. نکته مهمی که دستگاه‌های نظارتی بدان توجه ندارند مسئله ارائه نوع نمایشی خاص از سبک زندگی است. بخش اعظمی از جامعه وقتی چنین زیست لوکسی را نمی‌توانند تجربه کنند. به هر حال آنچه در این سطور بدان اشاره شد از فهم مدیران ممیزی و سانسور خارج است، اما واقعیت این است همذات پنداری با چنین کاراکترهایی دشوار است و برای مخاطبان حسرت آور.

خیلی خنده ‌دار است که بازیگران فیلم در فضای لوکس پر تجملی غرق شده‌اند در عین اینکه ادعا می‌کنند، آه در بساط ندارند، اما با یک غمزه نازدارانه با اتکا به چشمان رنگی خود موفق می‌شوند ۱۱۰ میلیون تومان مهریه همسری که قصد دارند طلاقش بدهند را از دختر مجرد دیگری بدست ‌آورند.

در دل کشورهای خاورمیانه، طبقه متوسط تعریف معین و مشخصی دارد، سبک زندگی و پوشش، حدود معلومی دارد و زیادی لوکس بودن توی ذوق مخاطب می‌زند. حتی شخصیت لق و آواره‌ای مثل پیمان (هومن سیدی) مسابقات فوتبال را توی خانه‌اش با مدرن‌ترین وسایل امروزی تماشا می‌کند. پیمانی که قصد مهاجر به «یونایتد استیتس» را دارد و لاتاری اقامت در این کشور را در جیبش دارد. در روایت موازی دیگری  پیمان (هومن سیدی) سعی می‌کند «درسا» (بهاره کیان افشاری)  را تلکه کند و به دنبال منابع مالی تازه‌ای برای مهاجرت است. پیمان زندگی بسیار مرفهی دارد و درد او کم بودن میزان فرح و توانایی مالی است. این کاراکتر و سبک ماجراجویی او سمبلی از «نئودوژان» های مدرن امروز است که محبوب‌ترین شخصیت سریال‌های ترکی محسوب می‌شوند  و از سوی دیگر نگاه فرمولیزه شده و  رایج  سینمای ایران در عاشقانه پیاده می‌شود. پرسوناژ «نئودون ژوان» (بخوانید دخترباز فیلم) که در جستجوی تجربه دلبران جدید،  به شکل خستگی ناپذیری راهش را ادامه می‌دهد، در این سریال بشدت محبوب است، اما حاج آقای سریال که متشرع است و ارتکابش توام با خواندن صیغه حلال؛ منفور. 

مدیوم‌های نمایشی در ایران گویی با اجرای آیینی مشکل دارند، به همین دلیل است سینمای ایران به صورت پیوسته تلاش می‌کند وجهه دیگری از مردان مومنی که به مردم کمک می‌کنند را نشان دهد که در صیغه کردن زنان جوان پنجه طلایی هستند. حاج یونس  در روستایی که مشغول امور خیریه بوده دختری ۱۵ ساله را صیغه کرده و از او صاحب یک فرزند شده است و این فرزند پس از سی و اندی سال سراغ حاج یونس می‌رود، اما حاج یونس او را نمی‌خواهد.  در ادامه کریه نشان دادن مردان دین و آیین  که در سینمای ایران بشدت رایج است، سازنندگان، حاج یونس را منفور نشان‌ می‌دهند. مرد متکبری که به عروس خود ظلم می‌کند و حتی بانی جدایی پسرش از خانواده‌اش می‌شود. اما از سوی دیگر پیمان  نئودون‌ژوان امروزی معشوقه‌های فراوانی دارد و با ترفند هر چه پیش آید خوشاید، قهرمان جذاب سریال است و جزئیات نمایشی از او یک قهرمان می‌سازد.

حاج یونس ادامه اغلب حاجی‌های هوسباز سینمای ایران است که دست به صیغه بودنشان با دست به اسلحله بودن وسترنرهای فیلم‌های کابویی هیچ تفاوتی ندارد. حاج یونسی (مسعود رایگان)  که ما در این سریال می بینیم در دوران کهنسالی همچنان با پرستارش در حد لالیگا  چنان گفتگو می‌کند  که مخاطب تصور می کند پس از انجام مراحل فیزیوتراپی، پرستارش از او باردار خواهد شد. این تصویر حاج آقای دست به صیغه، در سینمای ایران چند سالی است که به عنوان یک مد نمایشی وجود دارد و فیلم مارال ( مهدی صباغ زاده) آغازی بر چنین شخصیت‌هایی است و محمدرضا شریفی نیا چنین سمبلی را در فیلم‌های متعددی بازی کرده است.

یکی از جذابیت خاص و ویژه سریال‌های ترکی کشف تعارضات فرهنگ استانبولی با فرهنگ مسلمانان ترکیه است. نمونه‌های حاد آن روابط مردان با خواهران همسر است و نمونه قابل تحمل‌تر که فرهنگی استانبولی سعی دارد آنرا وارد فرهنگ مسلمان ترک کند، نگهداری از حیوانات است. سریال عاشقانه‌ از گزاره نمایشی نگهداری سگ با ترفندی نمایشی استفاده می‌کند.در سریال عاشقانه نگاهداری سگ به جای فرزند، با توجیه بچه‌دار نشدن پگاه ، مسئله‌ای  عادی نشان داده ‌می شود  و وابستگی زن به سگ صورت دلسوزانه‌ای به خود می‌گیرد. حتی سازنندگان با گم شدن پاپی( سگ پگاه) سعی می کنند طوری روایت پیش ببرند که مخاطب با اندوه پگاه همذات پنداری کند. استانبولی بودن سریال با برجسته کردن موضوع پاپی، بدجوری توی ذوق می‌زند.سریال‌های محصول کشور ترکیه معمولا موضوعات و سبک زندگی شبه مدرنی را نمایشی می‌کنند که در فرهنگ مسلمانان ترک زبان نبوده و یا اینکه قرار است در آینده‌ای نزدیک، بخشی از سبک زندگی یا فرهنگ عامه آنان باشد. نمایش جایگزینی سگ به جای فرزند، تناسبی با فرهنگ ایرانی ندارد و این موضوع را باید بپذیریم که فرهنگ «سگ‌بازی»، «سگ داری» همچنان یک ناهنجاری عرفی محسوب می‌شود. سگ داری در مدیوم‌های نمایشی در حال مد شدن است و به وفور فیلم‌های سینمایی در آینده ساخته خواهد شد که سگ در آن نقش دراماتیک پر رنگی خواهد داشت. عاشقانه نیز فرهنگ نگاهداری سگ را که متعلق به فرهنگ ما نیست، در قالب یک برش نمایشی و کاملا احساسی سعی می‌کند عادی جلوه دهد.

از  ساز و کار تولید سریال «عاشقانه» بوی حسادت به مشام می‌رسد. سازندگان قصد داشته‌اند یک شبه عاشقانه امروزی بسازنند که در لوکس بودن از سریال شهرزاد پیشی بگیرد. حتی در انتخاب موسیقی و تیتراژ سراغ یکی از پرطرفدارترین خوانندگان پاپ رفته‌اند و شخصیت واقعی او  را چاشنی قصه سریال کرده‌اند. در واقع عاشقانه در ساخت همه اجزا ، شهرزادی امروزی است اما نه شهرزاد تصویری دقیق از یک طبقه خاص در دهه سی شمسی است و نه عاشقانه تصویری از طبقه متوسط امروزی.

* مشرق

[ad_2]

لینک منبع

چرا سینمای ایران باید آثار سیاسی بسازد؟

[ad_1]

سینماپرس: یعنی شناخت مردم «ایالات متحده امریکا» از قانون کشور خود و روند تشکیلاتی آن، اما ای‌کاش هنرمندان و رسانه ملی به جای غرق شدن در ژانر«نکبت» یا «لودگی» یا بیان تیکه‌های دم‌دستی سیاسی کمی به مسائل کلان کشور بپردازند، تا مردم ایران حداقل چهره‌ای از سیاست کشور را بتوانند تصور کنند.

مهدی خرامان/ شناخت اولین گام ارتباط است، به همین دلیل سریال «خانه پوشالی» یا هزاران اثر این‌چنینی در امریکا ساخته می‌شود، مردم «ایالات متحده امریکا» با عباراتی مانند «واشنگتن دی. ‌سی.»، «کاخ سفید» «سنا و کنگره» زندگی می‌کنند، مانند جامعه خودمان که با اصطلاحاتی همچون «مجلس شورای اسلامی» «هیئت وزرا» و «رئیس‌جمهور» آشنایی دارند، اما حقیقتاً کدام یک از ما می‌تواند برنامه روزانه یک «نماینده مجلس»، یک «وزیر» یا حتی «رئیس‌جمهور» را بیان کند یا به چه میزان از اختیارات و وظایف آنها آگاه هستیم و حتی شناخت سطحی‌تر، یعنی به چه میزان چهره بناهای سیاسی برای ما آشنا است؟

هنر هفتم موفق‌ترین راه نفوذ در میان مردم است، به همین دلیل سال‌ها است هالیوود برای معرفی یا ایجاد ارتباط با مردم از تصویر کمک می‌گیرد، شاید در نگاه اول سریال «خانه پوشالی» به پشت‌پرده سیاستمداران امریکایی می‌پردازد، اما مگر سریال «راز مگویی» را فاش کرده است!؟ سال‌هاست که مردم امریکا از سیاست‌های واشنگتن به تنگ آمده‌اند و به همین دلیل در سال ۲۰۱۶ پایین‌ترین میزان مشارکت در ۲۰ سال گذشته انتخابات را رقم ‌زده‌اند، و اگر «بو ویلیمن» غیر از این چهره را نشان می‌داد، باید کمی تأمل کرد، یا کوین اسپیسی (فرانسیس آندروود) در مصاحبه خود با تلگراف اینگونه می‌گوید: «خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که فیلمبرداری «خانه پوشالی» تمام می‌شود و من به هتل برمی‌گردم و تلویزیون را روشن می‌کنم و با خودم فکر می‌کنم، داستان‌های‌ ما آنقدر هم دیوانه‌وار نیستند!»

 

پس ساده‌انگاری است اگر هدف ساخت این سریال را بیان مسائل تیره «کاخ سفید» بدانیم که جزو بدیهیات است، اما پس هدف اصلی ساخت چنین آثاری چیست؟

ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که آثار هالیوود، تنها کاربرد داخلی ندارد، بلکه بیشتر برای القای تفکرات و سیاست‌های امریکا در کشورهای دیگر ساخته می‌شود، چهره‌ای که این‌بار در سریال خانه پوشالی از دولتی حیله‌گر، قوی و پرقدرت حرف می‌زند که رئیس‌جمهور آن بی‌درنگ یک‌بار دستور جنگ می‌دهد، بار دیگر از سیاست خنده و فریب یا از چاشنی ثروت استفاده می‌کند به همین دلیل زمانی که «اد میلیبند»، رهبر حزب کارگر انگلیس چند سریال‌ و فیلم‌ انگلیسی با درون‌مایه سیاسی را به اوباما هدیه می‌دهد، در جواب مجموعه کامل سریال «خانه پوشالی» را دریافت می‌کند، مسئله‌ای که باعث شناخت دنیا از سیاست‌های کاخ سفید می‌شود.

 

اما این مسئله سوی دیگری هم دارد، یعنی شناخت مردم «ایالات متحده امریکا» از قانون کشور خود و روند تشکیلاتی آن، اما ای‌کاش هنرمندان و رسانه ملی به جای غرق شدن در ژانر «نکبت» یا «لودگی» یا بیان تیکه‌های دم‌دستی سیاسی کمی به مسائل کلان کشور بپردازند، تا مردم ایران حداقل چهره‌ای از سیاست کشور را بتوانند تصور کنند.

 

* روزنامه جوان


http://elat.ir/?p=322790

[ad_2]

لینک منبع

پیام تسلیت رئیس مجلس شورای اسلامی برای درگذشت حبیب‌الله کاسه‌ساز

[ad_1]

سینماپرس: رئیس مجلس شورای اسلامی در پیامی درگذشت هنرمند متعهد و انقلابی حبیب‌الله کاسه‌ساز را تسلیت گفت.

به گزارش سینماپرس، متن پیام علی لاریجانی به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت هنرمند متعهد و انقلابی آقای حبیب الله کاسه ساز موجب تاسف و تاثر گردید.

آن مرحوم همواره در خدمت به حفظ ارزش‌های انقلاب و دفاع مقدس بودند و آثار ارزشمندی بعنوان تهیه کننده در حوزه سینما از خود به یادگار گذاشتند.

اینجانب ضمن عرض تسلیت فقدان ایشان به جامعه هنرمندان و سینماگران کشور، برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر از خداوند متعال مسئلت می‌کنم.

علی لاریجانی
رییس مجلس شورای اسلامی»


http://elat.ir/?p=322562

[ad_2]

لینک منبع

«حبیب الله کاسه ساز» تهیه کننده برجسته سینمای ایران درگذشت/ اعلام زمان و مکان تشییع

[ad_1]

سینماپرس: حبیب الله کاسه ساز تهیه کننده سینما و سینمای دفاع مقدس پس از تحمل یک دوره بیماری صبح امروز درگذشت.

به گزارش سینماپرس، حبیب الله کاسه ساز تهیه کننده سینمای ایران امروز صبح ۲۸ تیرماه ساعت هفت و نیم صبح در بیمارستان بقیه الله درگذشت.

روز گذشته فرزند این تهیه کننده سینما درباره وضعیت جسمانی کاسه ساز بیان کرده بود که سرطان در نقاط مختلف بدن پدرش پخش و پیش روی کرده و این روند باعث سکته مغزی و قلبی وی شده بود.

بر همین اساس مراسم تشییع حبیب‌الله کاسه ساز جمعه ۳۰ تیر ماه از مقابل ساختمان شماره ۲ خانه سینما واقع در خیابان وصال برگزار می‌شود.

کاسه ساز تهیه کننده سینما چندی پیش به دلیل درمان بیماری سرطان در بیمارستان بستری شد و امروز در سن ۵۵ سالگی دار فانی را وداع گفت.

مرحوم حبیب‌الله کاسه‌ساز متولد ۱۳۴۱ در تهران است، وی فارغ‌التحصیل رشته‎ فیلمنامه‌نویسی از دانشکده‎‎ سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. کاسه‌ساز بازی در فیلم‌هایی چون «پرواز در نهایت»(۱۳۶۹)، «هور در آتش»(۱۳۷۰)، «آخرین مرحله»(۱۳۷۴) و کارگردانی فیلم«کارناوال مرگ»(۱۳۸۷) را در کارنامه‌‎ هنری‌اش دارد. این هنرمند، تهیه‌کنندگی فیلم‌هایی نظیر: «پرنده‎باز کوچک»(۱۳۸۰)، «او»(۱۳۸۲)، «پروانه‌ای در مه»(۱۳۸۴)، «اخراجی‌ها ۱ و ۲»(۸۷ – ۱۳۸۵)، «نظام از راست»(۱۳۸۷)، «مأموریت تهران»(۱۳۸۹) و … همچنین، مجموعه‌‎های«درچشم باد»(۸۷ – ۱۳۸۲) و «فوق سری»(۱۳۹۳) و … را به عهده داشته است. وی به عنوان مجری طرح، مدیر تولید، مدیر تدارکات و سرمایه‌گذار نیز سابقه‎ فعالیت دارد. از جمله سوابق اجرایی کاسه‌ساز، می‌توان به مدیریت تولید و پشتیبانی امور سینمایی وزارت ارشاد، مدیرعامل انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، عضویت در هیأت‌مدیره‎ انجمن سینمای جوان ایران، عضویت در شورای عالی جوانان و عضویت در هیأت‌ مدیره‎ شهرک سینمایی دفاع مقدس، ایفای نقش در ساماندهی صنوف سینمایی، دبیری جشنواره فیلم پلیس و … اشاره کرد.

مرحوم حبیب‌الله کاسه‌ساز، تهیه کننده، بازیگر و مجری طرح سینما و تلویزیون، در آثاری همچون سریال تلویزیونی «در چشم باد»، فیلم سینمایی «اخراجی‌ها» و فیلم سینمایی «اخراجی‌ها ۲» فعالیت داشته است.

معده وی در اثر بیماری سرطان معده به طور کامل از بدنش خارج  شد و چندین مرتبه تحت شیمی درمانی قرار گرفت.

بدن مرحوم کاسه‌ساز بعد از آخرین شیمی درمانی بسیار ضعیف شد که این موضوع وی را راهی آی‌.سی.یو کرد. در آی‌.سی.یو سرطان در بدنش متاستاز(پیشروی) کرد که این موضوع باعث فوت وی شد.

سینماپرس درگذشت این هنرمند را به خانواده وی و جامعه سینمایی تسلیت می گوید.


http://elat.ir/?p=322553

[ad_2]

لینک منبع

محمدعلی طالبی «روز دستفروش» را می‌سازد/ روایت زندگی دختری گلفروش

[ad_1]

سینماپرس: محمد علی طالبی با حمایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، مستندی درباره زندگی یک دختر دستفروش می‌سازد.

به گزارش سینماپرس، محمد علی طالبی طالبی ضمن اعلام این خبر گفت: فیلم «روز دستفروش» پیرامون زندگی دختری است که در یکی از میدان‌های شهر، گل‌های مصنوعی درست می‌کند و می‌فروشد. این دختر به وسیله این کار، زندگی خود و خانواده‌اش را تامین می‌کند.

وی ادامه داد: حدود چهار ماه است که با این سوژه آشنا شده‌ام و قرارداد ساخت آن را با مرکز گسترش امضا کردم. فیلمبرداری هم از دو هفته پیش آغاز شده و طبق قرارداد، این مستند آبان‌ماه آماده نمایش می‌شود.

این فیلمساز با اشاره به خط داستانی مستند «روز دستفروش» اظهار کرد: همان طور که هر فیلمسازی نگاه خاص خود را به موضوع دارد و با این نوع نگاه به سوژه مورد نظر می‌پردازد، این مستند ۸۰ دقیقه‌ای هم حاصل نگاه من به این موضوع است. این نوع نگاه در نحوه اجرا عیان می‌شود و خیلی نمی‌توان درباره آن حرف زد.

طالبی در پایان گفت: این روزها مشغول فیلمبرداری هستیم و تلاش داریم این فیلم را به یازدهمین دوره جشنواره سینما حقیقت برسانیم.

عوامل تولید مستند بلند «روز دستفروش» عبارتند از نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: محمدعلی طالبی، مدیر فیلمبرداری: آرش خزاعی، صدابردار: حبیب محمدی، مدیر تولید: لعیا پالیزبان، تهیه شده در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.

محمدعلی طالبی با آخرین فیلم مستند خود «ننه حسن» موفق به کسب جایزه ویژه هیات داوران بخش مسابقه بین‌الملل هشتمین دوره جشنواره سینما حقیقت شد.


http://elat.ir/?p=321573

[ad_2]

لینک منبع

نشستی با طعم بیمه تکمیلی و بیکاری و معیشت ضعیف اهالی سینما/ وقتی رفع مشکلات صنفی سینماگران با فرافکنی مواجه می شود!

[ad_1]

نشستی با طعم بیمه تکمیلی و بیکاری و معیشت ضعیف اهالی سینما/ وقتی رفع مشکلات صنفی سینماگران با فرافکنی مواجه می شود! | پایگاه خبری تحلیلی علت

[ad_2]

لینک منبع